محمد حسن خان اعتماد السلطنه
438
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
آصف الدوله و حسن خان نيز داماد على ميرزاى ظل السلطان پسر فتحعلى شاه بود . در دورهء سلطنت برادرش يعنى مظفر الدين شاه به يكى دو حكومت از قبيل همدان و غيره رفت و پس از آن عازم اروپا شد و تا سال 1302 شمسى در اروپا بود . محمد - حسن ميرزاى وليعهد او را با خود به ايران آورد ولى او دوباره در 1306 شمسى به اروپا رفت و تا سال 1324 شمسى در آنجا ماند و در آن سال به ايران آمد ولى پس از چندى به سرطان مغز دچار و به اصرار خانم فخر الدوله براى معالجه به اروپا رفت و پس از يك عمل جراحى خطرناك در سال 1333 شمسى در پاريس درگذشت و در همانجا به خاك سپرده شد . سالار السلطنه مردى مطلع و هنردوست بود . خوب نقاشى مىكرد و در پاريس پردههاى متعدد ساخت كه برخى هم به قيمت خوب فروش رفت . قريحهء شاعرى نيز داشت . از او سه پسر باقى ماند به نامهاى : سلطانحسين ميرزا ، سلطانعلى ميرزا و عبد الله ميرزا . دو پسر اول در فرانسهاند و سومى در سال 1336 درگذشت . سيد محسن - خان صدر ( صدر الاشراف ) نخستوزير و رئيس مجلس سناى اسبق معلم سالار السلطنه بود و بعدا ناظر و پيشكار او شد . عجيب است كه معير الممالك اينقدر بىتحقيق دربارهء خويشان خود چيز مىنوشته است ، چنان كه اعتماد السلطنه در خاطرات خود مىنويسد : « ديروز كه روز دوشنبه سيزده بود ( جمادى الثانيهء 1299 قمرى ) مقارن غروب مغرب از بطن زينت السلطنه صبيهء سالار بن شيخعلى ميرزا بن خاقان كه زوجهء شاه است پسرى خداوند به شاه داده است . » ( ص 168 روزنامهء خاطرات ) . و اين با اظهار معير الممالك كه نوهء شاه است مغايرت تامه دارد و از اين قبيل مغايرتها در نوشتههاى اين دو جاى ديگر هم ديده شده است . نام كودك را هردو نصرة - الدين ميرزا نوشتهاند و اعتماد السلطنه نوشته است كه اين نام را به حكم استخاره بر روى طفل گذاردهاند ( همانجا ، ص 187 ) و گفتهء اعتماد السلطنه مقرون به صواب است زيرا دائى اين پسر را فريدون ميرزا نوشته است ، در صورتى كه حسن خان سالار پسرى به نام فريدون ميرزا نداشته است ( روزنامهء خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 375 ) . ركن السلطنه ، محمد رضا ميرزا ( ص 34 - ص 11 چاپ اول ) محمد رضا ميرزا ركن السلطنه پنجمين فرزند زندهماندهء ناصر الدين شاه ، مادرش بدر السلطنه دختر شاهزاده اكتاىقاآن ميرزا بود . در نه سالگى يك چشم او به ضرب چاشنى تفنگ كور شد . صاحب ترجمه در سال 1327 هجرى قمرى به اروپا رفت و تا آخر عمر در آنجا بود و در شهر نيس واقع در جنوب فرانسه مغازهء كوچكى داشت و از عوايد آن زندگى مىكرد و از بس مناعت طبع داشت حتى حاضر نشد كه از احمد شاه هم كمك مالى بپذيرد . در سال 1330 شمسى در همان شهر نيس درگذشت و در همانجا